تبلیغات
مشاوره - نقش خانواده در بهداشت روانی ازدیدگاه قرآن
 

نقش خانواده در بهداشت روانی ازدیدگاه قرآن

نوشته شده توسط :افراشته
دوشنبه 9 آبان 1390-07:39 ب.ظ

مفهوم بهداشت روانى‏
روان ‏پزشكان فردى را از نظر روانى سالم مى ‏دانند كه تعادلى میان رفتارها و كنترل او در مواجهه با مشكلات اجتماعى وجود داشته باشد. از این دیدگاه انسان و رفتارهاى او در مجموع یك دستگاه در نظر گرفته مى ‏شود كه براساس كیفیات تأثیر و تأثر متقابل عمل مى ‏كند.

با این نگاه ملاحظه مى‏شود كه چگونه عوامل متنوع زیستى انسان بر عوامل روانى - اجتماعى او اثر گذاشته و یا برعكس از آن اثر مى ‏پذیرد؛ به سخنى دیگر در بهداشت و تعادل روانى، انسان به تنهایى مطرح نیست بلكه آن چه مورد بحث قرار مى ‏گیرد، پدیده ‏هایى است كه در اطراف او وجود دارند و بر جمع نظام او تأثیر مى ‏گذارند و از آن متأثّر مى ‏شوند.

برخى بهداشت روانى را عبارت از پیشگیرى از پیدایش بیمارى ‏هاى روانى و سالم‏سازى محیط روانى و اجتماعى دانسته ‏اند تا افراد جامعه بتوانند با برخوردارى از تعادل روانى با عوامل محیط خود رابطه و سازگارى صحیح برقرار كرده تا بتوانند به هدف ‏هاى اعلاى تكامل انسانى برسند.

به سخنى دیگر از آن‏جایى كه انسان تركیبى از خیر و شر، ماده و معنویت و تن و جان است همواره در حالت كشمكش درونى است. از این‏ رو، هر لحظه در معرض بحران ‏هاى شخصیتى و خروج از تعادل است. براى حفظ تعادل شخصیتى، قرآن دستورها و آموزه ‏هایى را بیان نموده است كه در سایه آن شخصیت انسانى از تعادل لازم برخوردار خواهد شد.


بهداشت روانى عبارت است از ایجاد تعادل شخصیتى در درون، میان آن‏چه فطرت و غریزه نامیده مى ‏شود؛ و در بیرون، میان آن‏چه تعادل ارتباطى میان فرد و محیط را بر هم مى‏زند.


قرآن تأكید مى‏ كند كه خداوند آفریدگار انسان از یک غناى ذاتى برخوردار است و انسان به عنوان یک آفریده همواره گرفتار فقر ذاتى است؛(1) از این ‏رو هرگاه به علت عواملى این ارتباط خود را در هر جا نشان ندهد، آن بخش با اختلال مواجه خواهد شد، هر چند كه این اختلال هیچ گاه به نیستى و نابودى نخواهد انجامید ولى در زندگى دنیوى و اخروى دچار تنگنا مى ‏شود.

خداوند مى ‏فرماید: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا»(2) هر كس از یاد خدا و ارتباط با او اعراض كند در زندگى دچار تنگنا خواهد شد. این تنگنا عبارت از همه مواردى مى ‏شود كه انسان را از حالت تعادل شخصیتى بیرون مى ‏برد و دچار بحران‏ هاى جسمى و روحى مى ‏نماید. بنابراین تنها با بهره‏ گیرى از توحید و یاد خداست كه بهداشت روانى و تعادل درونى و بیرونى در انسان پدید خواهد آمد.


راهكارهاى قرآنى در بهداشت‏ روانى‏

مناسب‏ ترین راه حل مشكل تضاد میان جنبه ‏هاى جسمانى و روانى انسان، ایجاد هماهنگى میان آن‏دو است. به این معنا كه انسان در حدود شریعت نیازهاى جسمانى خود را ارضا كند و همزمان با آن به ارضاى نیازهاى روانى خویش نیز بپردازد. اگر انسان در زندگى به میانه ‏روى و اعتدال و دورى از زیاده ‏روى و افراط در ارضاى انگیزه ‏هاى جسمانى و روانى ملتزم باشد، ایجاد هماهنگى میان نیازهاى جسم و روح كاملاً امكان‏ پذیر است. خداوند در این‏ باره مى‏ فرماید: «وَ ابْتَغِ فِیمَآ ءَاتَكَ اللَّهُ الدَّارَ الْأَخِرَةَ وَ لَا تَنسَ نَصِیبَكَ مِنَ الدُّنْیَا»(3) در آن‏چه خدا به تو داده سراى آخرت را جستجو كن و بهره ‏ات را از دنیا فراموش مكن.


با برقرارى تعادل میان جسم و روح، ماهیت انسان به طور حقیقى و كامل شكل مى ‏گیرد. تعادل جسم و روح در شخصیت انسان، نمایانگر توازن عمومى است. هر كس كه بخواهد از این تعادل برخوردار باشد باید به آموزه‏ ها و دستورهاى قرآن توجه نماید، زیرا نه تنها ایمان به آن گزاره‏ ها و عمل به آن آموزه‏ ها و دستورها موجب تحقق بهداشت روانى است بلكه بهداشت جسمى بشر و سعادت دنیوى و اخروى او را نیز فراهم مى ‏آورد.


از نظر قرآن تعادل شخصیتى و شخصیت بهنجار در صورتى حاصل مى ‏آید كه جسم و روح در آن متعادل باشد و نیازهاى هر یك به خوبى ارضا شود. انسانى كه داراى شخصیت بهنجار است، به جسم و سلامت و نیرومندى آن اهمیت مى ‏دهد و نیازهاى آن را در حدود شرع مقدس روا داشته و برآورده مى‏ سازد.


از آن‏جا كه اسلام و قرآن بنیادش بر محوریت توحید است، تعادل شخصیتى و عدم تعادل را بر پایه عقیده به آن ترسیم و تصویر مى ‏كند. قرآن مردم را بر این اساس به سه نوع مؤمن، كافر و منافق دسته ‏بندى مى‏نماید. به نظر قرآن مؤمن كسى است كه از تعادل شخصیتى برخوردار است و كافر و منافق دچار عدم آن و نابهنجار هستند؛ زیرا به نظر قرآن كفر و نفاق بیمارى است كه مى ‏بایست درمان شوند و در حقیقت این افراد از چنین تعادلى برخوردار نمى‏باشند. آموزه‏ ها و دستورهاى قرآنى در راستاى ایجاد تعادل و درمان این بیمارى است؛ از این‏رو قرآن خود را به عنوان دارو و درمانگر معرفى مى‏كند: «وَشِفَآءٌ لِّمَا فِى الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِین»(4)؛ «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَآءٌ وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِین»(5)


بر این پایه بهداشت روانى از نظر اسلام یعنى ایجاد زمینه براى بروز ایمان به توحید و عمل به آن‏چه او را به توحید مى ‏رساند و تعادل شخصیتى درونى و بیرونى را پدید مى ‏آورد.


نقش خانواده در ایجاد تعادل شخصیتى‏
اسلام براى پیشگیرى و بهداشت روانى در دوران مختلف، آموزه ‏هاى دستورى و ارشادى دارد نخست به دوره جنینى پرداخته زیرا سهم عوامل ارثى و مادرزادى در ایجاد اختلالات روانى بیش از سایر عوامل است؛ از این‏رو اسلام به این دوره توجه ویژه مبذول داشته است. ما بسیارى از صفات خود را از پدر و مادر به ارث مى ‏بریم. رنگ چشم و مو، قد، وزن و شكل صورت و سایر اندام‏هاى ظاهرى از جمله صفاتى هستند كه از والدین به فرزندان به ارث مى ‏رسند. این انتقال صفات از پدر و مادر به فرزندان، وراثت نام دارد. این صفات از طریق ژن‏هاى موجود در كروموزوم، از طریق لقاح به فرزندان منتقل مى‏شوند. ژن‏هاى نگهدارنده ‏هاى خصلت‏هاى اصلى هر موجود زنده هستند. به این ترتیب، مى ‏توان به منشأ بسیارى از فعالیت‏هاى حیاتى و همین طور اختلالات جسمى و روحى و روانى انسان پى برد كه ریشه در وراثت دارد.


دكتر كارل مى ‏گوید: مستى زن یا شوهر در لحظه آمیزش، جنایت واقعى است؛ زیرا كودكانى در این شرایط به وجود مى ‏آیند اغلب از عوارض عصبى یا روانى درمان ‏ناپذیر رنج مى‏ برند.(6)


امام صادق(ع) مى‏فرماید: هر زنى شوهر شراب خوار خود را اطاعت كند و با او همبستر شود گناهانش به اندازه ستارگان آسمان است و هر فرزندى كه از او بزاید پلید.(7)


چنان‏چه پاكى پدر و مادر تأثیر بسزایى در سلامتى روح و روان كودك دارد و اثرات آن پس از بلوغ نیز در ابعاد مختلف خود را نشان مى ‏دهد. قرآن مى‏فرماید: «وَ أَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِى الْمَدِینَةِ وَ كَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَ كَانَ أَبُوهُمَا صالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن یَبْلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَ یَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّك؛(كهف/ 82) آن دیوار مال دو بچه یتیم در شهر بود و زیر آن گنجى براى آن دو و پدرشان مرد صالحى بود. خدا مى ‏خواست آن دو بزرگ شوند و گنج خود را استخراج نمایند و این رحمتى از سوى پروردگار توست».

آیه تأیید مى‏ كند كه نتیجه اخلاق و رفتار انسان تنها متوجه خود او نمى ‏شود بلكه به فرزندان او نیز مى‏رسد.

در دوره كودكى توجه به شخصیت كودک او را از بحران‏ هاى روحى و روانى در امان مى ‏دارد و تأكید اسلام به آن است كه كودك را انسانى با شخصیت و مستقل بار آورد. در این میان نقش مادر به مراتب مهم‏تر از نقش پدر است او ماه ها طفل را در رحم با شیره جانش و پس از تولد ماه ها از مجراى سینه ‏اش پرورش مى ‏دهد. در این مدت پدر و مادر وظیفه دارند كه رعایت قوانین بهداشتى جسم و محیط زندگى خود را سالم نگه دارند، زیرا اگر آنها سلامت جسمى خود را به خطر اندازند طفل را گرفتار خطرات غیر قابل اغماضى مى‏ كنند و اثرات آن در آینده به صورت اندوه، افسردگى و اضطراب بروز مى ‏كند.

دوره بلوغ از مهم‏ترین دوره‏ هاى رشد انسان است كه ویژگى ‏هاى خاص خود را دارد و توجه به آن مى ‏تواند در بهداشت روانى فرد بسیار مؤثر باشد.


این دوره از نظر فیزیكى و روانى تحولات بسیار عمیق و ژرفى در فرد ایجاد مى‏كند. در این دوره شرایط ناخوشایند جدیدى در زندگى فرد بیدار مى ‏شود كه آرامش روانى او را مختل مى‏ سازد.

تحكیم مبانى خانواده و فرهنگ آن به عنوان یكى از ساز و كارهاى مهم در جهت پیگیرى و بهداشت روانى مورد توجه اسلام است. با تحكیم مبانى خانواده و بالا بردن فرهنگ آن مى ‏توانیم در تأمین بهداشت روانى انسان گام‏ هاى مؤثرى را برداریم. توجه به روابط ظریف زوجین و توجه آنان در زمینه ‏ى نقش‏ ها و وظایفى كه نسبت به یكدیگر عهده ‏دار هستند و نیز نقش هر یك در تأمین سلامت روانى طرف مقابل و ارضاى كامل نیازهاى یكدیگر و آموزش آن ها به خانواده‏ ها، نقش تعیین كننده‏اى در حفظ سلامت روانى آحاد اجتماع دارد. خانواده با تأثیر قطعى بر ساخت شخصیت كودكان مى ‏باید از لحاظ آشنایى با نظام تعلیم و تربیت اسلامى و با تأثیرات گوناگون رفتارها بر روى شكل‏ گیرى شخصیت كودک آشنا شود.

توجه به مراحل رشد كودك و وظایف والدین در هر یك از مراحل، آشنا شدن با تنبیه و تشویق و چگونگى اعمال آن، توجه به تفاوت ‏هاى روانى - تربیتى دختر و پسر و بسیارى از ظرایف دیگر از اهم وظایف خانواده در رابطه با تأمین سلامت روانى براى فرزندان خود به شمار مى ‏آید، خانواده از دیدگاه اسلام اهمیت به سزایى در حفظ عفت و حدود اجتماع دارد. مرزهایى كه لذت ‏طلبى ‏ها را در خود حفظ كرده و اجتماع را از آلودگى محفوظ دارد.

خداوند در این‏باره در بُعد آموزش عفت خانوادگى و حفظ مسایل زناشویى در چارچوب زن و مرد مسأله اذن پیش از ورود به اتاق در زمان‏هایى كه احتمال تنها شدن زن و مرد مى ‏رود را مطرح مى‏ سازد و دستور مى ‏دهد، كه هرگز فرزندان نمى ‏بایست بدون اذن پدر و مادر به خوابگاه ایشان وارد شوند.« یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِیَسْتَْذِنكُمُ الَّذِینَ مَلَكَتْ أَیْمَنُكُمْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُواْ الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَثَ مَرَّ تٍ مِّن قَبْلِ صَلَوةِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَكُم مِّنَ الظَّهِیرَةِ وَ مِن بَعْدِ صَلَوةِ الْعِشَآءِ ثَلَثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَیْسَ عَلَیْكُمْ وَلَا عَلَیْهِمْ جُنَاحُ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى‏ بَعْضٍ كَذَ لِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْأَیَتِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ ؛ (نور/ 58)

اى مؤمنان باید كه مُلك یمینتان و كسانى از شما كه هنوز به حد بلوغ نرسیده ‏اند، سه بار پیش از نماز صبح و هنگامى كه در ظهر لباس‏هایتان را در مى ‏آورید و پس از نماز شام كه سه هنگام برهنگى شماست، از شما براى شما ورود به اتاقتان اجازه بگیرند و پس از آن سه هنگام نه بر شما و نه بر ایشان گناهى نیست، چرا كه در پیرامون شما در گردش‏اند و با هم در حشر و نشر هستید. بدین سان خداوند آیات خویش را براى شما روشن مى‏ گرداند و خداوند داناى فرزانه است»


نقش بهداشت جنسى در بهداشت روانى‏
قرآن درباره حفظ فروج و عفت آن به عموم مؤمنان دستور مى‏دهد كه چگونه بهداشت جنسى را رعایت نمایند؛ زیرا یكى از پیامدهاى ناهنجارى در بهداشت جنسى، بحران ‏هاى روحى و روانى در افراد جامعه است: «وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسَآهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَنُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُواْ عَلَى‏ عَوْراتِ النِّسَآءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُواْ إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّها الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون ؛(نور/ 31)


به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه مردان اجنبى فرو بندند و فرج‏ هاى خویش را حفظ كنند و زینت خویش را جز آن چه آشكار است هویدا نسازند. باید كه مقنعه و روپوش‏ هاى خویش را به گریبان ‏ها افكنند و زینت خویش نمایان نسازند جز براى شوهرانشان یا پدران، یا پدر شوهران یا پسران و یا پسر شوهران یا برادران یا خواهرزادگان و یا برادرزادگان یا زنان و یا آن‏چه مالک آن شده‏ اند و یا مردانى كه دیگر هوس زن ندارند و طفل خانواده ‏اند و یا كودكانى كه از اسرار زنان خبر ندارند. زنان نباید پاى بر زمین بكوبند تا زینت‏ هایشان كه نهان است آشكار نشود.»


قرآن در این آیات و آیاتى دیگر براى پیشگیرى از بحران‏ هاى روانى و نابهنجارى ‏هاى اجتماعى از كارها و اعمالى كه باعث مى ‏شود بهداشت روانى جامعه به خطر افتد، بازداشته است. قرآن با بیان این مطالب و آموزه‏ هاى دستورى و ارشادى پیشگیرى را بر معالجه و درمان مقدم داشته است.


آنچه مهم است این است كه اسباب و وسایل تحریك جنسى و هیجان شهوى كودكان فراهم نشود. از این روى اسلام بوسیدن دختر شش ساله براى مرد و بوسیدن پسر هفت ‏ساله را براى زن ممنوع كرده است.(8) زیرا این‏گونه كارها افزون بر اینكه موجب انحراف جنسى نوجوانان مى ‏شود موجب بلوغ زودرس آنان نیز مى ‏گردد. همچنین اسلام دستور داده است تا كودكان پس از شش سالگى جدا از یكدیگر بخوابند.(9) و در رابطه با آمیزش جنسى پدر و مادر دستور مى ‏دهد تا كارى نكنند كه فرزندان به مسائل این چنینى اطلاع یابند. پیامبر اكرم(ص) مى‏ فرماید: به خدا سوگند اگر مردى با همسر خود در آمیزد و در خانه كودكى بیدار باشد كه آن ها را بنگرد و سخن آن‏ ها را بشنود و صداى نفس‏ هاى آنها را احساس كند هرگز آن كودك رستگار نگردد، اگر پسر باشد یا دختر زناكار مى ‏شود.


روان‏شناسان بر این باورند كه بایستى ریشه بیشتر بیمارهاى روانى و اختلال‏ هاى رفتارى را در محیط خانواده فرد در دوران كودكى و محیط اجتماعى وى جستجو كرد. در مراحل ابتدایى زندگى و در خانواده است كه فرد با رفتارهاى متضادى رو به رو مى ‏شود كه ناتوان از جمع ‏بندى بین خوب و بد، هنجار و نابهنجار، درست و نادرست میان آنها مى ‏شود.

بنابراین به تضاد شخصیتى گرفتار مى‏ شود. در حالى كه بخشى از او رفتارهایى را مى ‏شناسد كه با آن در محیط خانواده انس گرفته است و بخشى دیگر رفتارى را مى ‏یابد كه جامعه آن را نادرست مى ‏شمارد؛ پس دچار ناتوانى در تبیین و تركیب مى‏شود و از درك درست و نادرست باز مى‏ ماند. در پى این تضاد رفتارى میان الگوهاى خانوادگى و اجتماعى است كه شخصیت وى دچار تزلزل روانى مى ‏شود و بازتاب ‏هاى آن را در رفتار نشان مى ‏دهد.


نقش بهداشت فردى در بهداشت اجتماع‏
از آن جایى كه توجه هر جامعه به مسایل بهداشت روانى، رابطه مستقیمى با رشد و اعتلاى اجتماعى آن جامعه دارد، از این رو ارایه خدمات بهداشت روانى كه هدف آن سالم سازى محیط روانى است، از اهمیت بسیارى برخوردار است.

بهسازى محیط از انحرافات و نابهنجارى مختلف و گوناگون مى ‏تواند انسان را از گرفتار شدن به تضاد رفتارى و تناقض روانى باز دارد. تصحیح گفتار و رفتار و هماهنگى میان آن‏ها كه از سوى الگوها به افراد جامعه ‏پذیر (كودك تا جوان) القا مى ‏شود مى ‏تواند كمك شایانى در بهداشت روانى جامعه ایفا كند. هرگاه میان گفتار و رفتار الگوها تضادى مشاهده شود كودك و نوجوان از نظر روانى خود را در میان تضادى گرفتار مى‏ بیند كه برایش قابل هضم نیست.

افزایش این تضادها همراه با سرزنش از سوى الگوهاى خانوادگى و اجتماعى مى‏ تواند فرد جامعه ‏پذیر را دچار بحران ‏هاى روانى و شخصیتى و دوگانگى آن نماید. از این ‏رو، اسلام همواره درباره هماهنگى میان گفتار و رفتار تأكید ورزید و آن را به عنوان عامل مهم در صحت و سلامت روانى فرد و جامعه و یا بیمارى‏هاى روحى فرد و جامعه مطرح ساخته است؛ خداوند درباره تضاد رفتارى و گفتارى و تأثیرات سوء آن مى‏فرماید: «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ *كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُون؛(صف/ 3) چرا آن چه مى‏ گویید عمل نمى‏ كنید بسیار گناه بزرگى است كه بگویید آن چه را خود عمل نمى ‏كنید».


 

 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


Locations of visitors to this page

آمار سایت

Seo Monitor

جاوا اسكریپت



کد تغییر خودکار رنگ پسزمینه

کدهای جاوا اسکریپت