تبلیغات
مشاوره - قدرتمند واقعی کیست؟
 

قدرتمند واقعی کیست؟

نوشته شده توسط :افراشته
یکشنبه 21 اسفند 1390-01:07 ب.ظ

 

انسان ها در برابر واقعیت زندگی كه توأم با تلخی ها و ناراحتی های بسیار است ، برخوردهایشان مختلف می باشد و همین،رمز تفاوت انسان ها با یكدیگر است . مثلا- عده ای برخوردهای نومیدانه با زندگی دارند و طبیعی است كه آن را سراسر تلخی و سردی می یابند و دیگری زندگی را پر نشاط ، زیبا و پر تحرك می بیند و لذا با شوق ، استقامت و روحیه مبارزه با مسائل آن برخورد می كند .

زندگی انسان ها را گردش ایام نمی سازد و حوست سیارات دخالتی در آن ندارد ، این خود افراد هستند كه زندگیشان را به دلخواه انتخاب می كنند . لذا بدگویی به دوران ، مقصر شمردن دیگران در سرنوشت خود و بهانه كردن تربیت غلط و یا نداشتن امكانات اعم از رفاهی و غیر رفاهی ، دلایل كافی برای توجیه ضعف و ناتوانی فرد نیست .

انسان دارای قدرت های عجیب نهفته ای است . آدمیت نه به ثروت است ، نه به زیبایی ، نه منزل ، نه ماشین ، این موجود دوپا ، یك شخصیت طبیعی دارد ، همراه با یك دنیا امكانات بالقوه كه در وجودش نهفته است . اگر این امكانات به ظهور برسد ، ارزشش و مقامش از فرشتگان نیز فراتر می رود و به آن جا می رسد كه در وهم ناید . به تعبیر زیابی علی (ع) ، « ای انسان گمان نكن كه جرم كوچكی هستی ، در تو جهانی بزرگ نهاده شده است . »

ظهور این امكانات روحی و معنوی بستگی به اراده ی خود انسان دارد و اراده مجری آن چیزی است كه عقل آن را صحیح می داند . به راستی اگر انسان « چه باید كرد » را بداند ، اما به داناییش عمل نكند ، هرگز به مطلوبش نایل نخواده شد . همانطور كه اگر در كشوری مترقی ترین قوانین از طرف مجلس قانونگذاری به تصویب برسد اما این قوانین در حد مكتوبات و نوشته ها باقی بماند ، هرگز هیچ امری در آن مملكت اصلاح نخواهد شد و جامعه هیچ گاه اصلاح نخواهد شد و جامعه هیچ گاه به سعادت نخواهد رسید .

اراده قوه ی اجرایی كشور بدن انسان است . با نیروی اراده است كه فرد می تواند به اهدافش دست یابد ، وگرنه همواره انسان در هاله ای از گمان و وهم به سر خواهد برد ؛ دقیقا مانند كسی كه دوست دارد قهرمان فوتبال شود ولی برای رسیدن به آن هیچ تلاشی نمی كند و تنها به این كه در خیال ، خود را قهرمان ببیند ، اكتفا می كند ، چنین آدمی لذت قدرت را هیچ گاه درك نخواهد كرد .

واقعیتی كه ما در آن به سرمی بریم ، یعنی دنیا ، همواره دستخوش ناراحتی ها است و اساسا انسان در سختی و ناراحتی خلق شد ، و برای دست یافتن باید با مشكلات و ناراحتی ها بجنگد . جنگی واقعی و در متن زندگی و نه در خیال و اوهام .

این برخورد ما انسان ها است كه ناراحتی را گوارا یا ناگوار می سازد . اگر با آنها درافتاده بر آنها غلبه كنیم ، احساس عظمت ، نشاط و پیروزی خواهیم كرد و اگر در برابرشان منفعل شده ، ناراحتی را بر خود همواره كنیم ، در زیر چرخ هایش له خواهیم شد و احساس شكست ، زبونی و ذلت ، در روحمان لانه خواهد كرد .

یكی از دانشمندان روانشناس می گوید : « به جوانان باید یاد داد كه برای رسیدن به هدف و منظور خود نباید انتظار داشته باشند و در جاده ی كوبنده و صاف طی طریق كنند . كمتر كسی بدون برخورد با مشكلات سردكننده به جایی رسیده است . هرگاه ما در طرز صحیح با مشكلات روبرو شویم ، مشكلات نه تنها برای ما مانعی نخواهد بود ، بلكه به پیشرفت و ترقی ما كمك خواهند كرد . هیچ تمرینی مفیدتر از تلاش برای غلبه بر مشكلات نیست »

سختی و دشواری ، در برابر اراده ی سست ، بیشتر نمایان می شود و بر عكس در برابر نبوغ و استقامت فرد با اراده محكوم به فنا و نابودی است . در انقلاب ها و تحولات تاریخی نیز ، اراده ها همواره نقش اساسی را بر عهده داشته اند . اعم از اراده فردی و جمعی . درست است كه بزرگترین عامل و محرك در ترقی و تكامل ملت ها و تمدن ها ، افكار قوی و آمال بلند بوده و خواهد بود ولی این آمال و افكار عالی به دست اشخاص با اراده ای از قوه به فعل درآمده و جامه عمل و واقعیت پوشیده است.

علی(ع) از جمله بزرگترین شخصیت هایی است كه دارای همت و اراده والا و بسیار متعالی است.او در وصف خود می فرماید:

« سوگند به خدا ، اگر تمام عرب به جنگ با من به پا خیزند ، هرگز در صحنه ی نبرد ، پشت به آنان نخواهم كرد . »

اراده چیست ؟

اراده ، قوه و نیرویی است وابسته به عقل ، بر خلاف تمایلات كه وابسته به طبیعت انسان می باشد . میل ، جاذبه ای است كه انسان را به سوی نیازهایش می كشاند و هر اندازه كه شدیدتر باشد ، اختیار از انسان بیشتر سلب می شود ، مانند میل به غذا ، چای ، سیگار و در اینجا انسان در اختیار نیرویی بیرونی از خود است . هر قدر میل ها در انسان شدیدتر باشد ، آزادی او محدودتر و اسارتش افزونتر خواهد شد . در حالی كه اراده به عكس یك نیروی درونی است و موجب رها شدن از هر چیز خارجی كه قصد تملك و اسارت انسان را دارد . انسان با اراده خودش را از تأثیر نیروهای خارجی ، آزاد و مستقل می كند . هر قدر اراده ، قویتر باشد ، دایره ی اختیار انسان وسیع تر ، هنگامی كه هوس ها و خواهش ها به انسان فشار می آورد و عقل حكم خلافی صادر می كند ، این اراده است كه هوس ها را پس می زند و به حكم عقل عمل می كند ، اینجاست كه وقتی « عقده های هیجانی مثل غرائز جنسی ، ترس ، جاه طلبی رو به خلاصی می روند و این گونه غرایز آزاد شده تحت اطاعت و انقیاد اراده درمی آیند نفس به تدریج قوی تر می گردد . »

داشتن اراده به انسان قدرت می دهد . آدم با اراده ، با قدرت است چون تحت نفوذ محركات یا عقده ها قرار نمی گیرد و خود شخصا- راه صحیح را برمی گزیند . نقل شده كه روزی حضرت رسول (ص) از راهی در مدینه دیدند ، در حالی كه سنگی را به علامت وزنه برداری برمی داشتند و هر یك به دیگری افتخار می كرد كه روزنه بزرگتری را برداشته است پیامبر اكرم ایستادند و فرمودند كه آیا دلتان می خواهد كه من داور این مسابقه باشم . همه خوشحال شدند و پذیرفتند . فرمودند بسیار خوب ، اما احتیاجی نیست كه سنگ بردارید . سنگ برنداشته من برایتان معیار می دهم كه كدام یك از شما قوی تر هستید .

فرمود : آن كسی كه نفسش او را ترغیب كند به سوی یك گناهی و میل گناهی دو او باشد ولی در مقابل آن میل گناه ایستادگی كند . او از همه قوی تر است .

البته این داستان ، قدرت عضلات را نفی نمی كند ، و در جای خودش خوب است ، اما بالاتر از قدرت عضلانی قدرت اراده است. قدرت اراده این است كه انسان در مقابل خواسته های نفسش ایستادگی و مقاومت بكند .

از نظر اسلام گناهكار ، دارای شخصیتی ضعیف ، زبون ، كم جنبه ، و ناتوان است ولی آن كس كه اطاعت خدا را برگزیده چون به منبع قدرت متكی است ، دارای قوت و استقامت فوق العاده ای می باشد و این قدرت فوق العاده است كه موجب می گردد تا انسان در مسیر گناه قدم نگذارد .

« از علی (ع) پرسیدند چه كسانی غیبت می كنند و دلشان می خواهد همیشه پشت سر مردم بدگویی كنند و از بدگویی دیگران لذت می برند . علی (ع) فرمودند : آدم قوی آن كسی است كه در روح خودش احساس قدرت می كند ، عارش می آید و ننگ می داند كه غیبت كند » .

راه های تقویت اراده

اراده نیرویی است كه به نسبت های متفاوت در انسان ها نهفته است . آدمی هم می تواند از راه های مختلف اراده اش را قوت بخشد و هم می تواند آن را ضعیف و ضایع كند .

برای تقویت این نیرو دو راه پیشنهاد شده است . گروهی گفته اند باید جسم را ضعیف نگه داشت تا عقل و اراده قوت گیرد . این روش مخالف فطرت بوده و اسلام آن را نمی پذیرد . این روش ، آن مثل را تداعی می كند كه فردی آرزوی قهرمان شدن داشت و در مسابقه ثبت نام كرد اما چون حریف را نیرومند دید ، به دیگران متوسل گشت تا حریف را لاغر و روحیه اش را ضعیف كنند تا او از این راه بدین وسیله او در میدان رزم پیروز شده ، لقب قهرمان گیرد . غلبه بر ضعیف مهم نیست ، هنر آن است كه در مقابل حریف نیرومند ، خود را قوی كنیم و مردانه او را از میدان بدر ببریم .

از نظر اسلام غرایز باید در حد طبیعی خود باقی مانده ، انسان با قدرت عقل و اراده خود آنها را كنترل و مهار كند . البته چنین كار مهمی نیاز به برنامه دارد . اولین مرحله برای رسیدن به این حد از كنترل ، دارا بودن یك هدف یا مطلوب معین در زندگی است . هدف است كه اراده را تحریف می كند و تمام غرایز آدمی را به هم مربوط می سازد و دسته جمعی و با هماهنگی مخصوص رهبری می كند . بدون هدف ، آدمی در هرج و مرج روانی و اثرات برخورد غرایز درونی اسیر می شود . داشتن هدف سبب می شود كه شخصیت آدمی با استحكام كامل به سوی مقصد مخصوص رهسپار شود .

هرقدر اهداف محدود باشد ، اراده نیز محدود می شود و هر اندازه هدف ها و همت ها متعالی و بزرگ باشد ، اراده ها نیز متعالی تر و بلندتر خواهد بود .

امام خمینی در این باره سخن جالبی دارند :

« مردان بزرگ كه دارای سطح فكر وسیعی می باشند هیچ گاه مأیوس نگردیده و به وضع فعلی خود نمی اندیشند و برای پیشبرد هدف خویش در هر شرایطی كه باشند طرح و نقشه می كشند 

موسی شبانی بیش نبود و سال ها شبانی می كرد . آن روز كه برای مبارزه با فرعون مأمور شد ، یاور و پشتیبانی نداشت ولی بر اثر لیاقت ذاتی و ایستادگی خود با یك عصا اساس حكومت فرعون را برچید . آیا اگر عصای موسی در دست ما بود این كار از ما برمی آمد ؟ همت و جدیت و تدبیر موسی می خواهد تا با آن عصا بساط فرعون را به هم بریزد و این كار از هركسی ساخته نیست . پیغمبر اكرم (ص) وقتی به رسالت مبعوث شد و شروع به تبلیغ كرد یك كودك 8 ساله (حضرت امیر (ع) و یك زن چهل ساله (حضرت خدیجه) به او ایمان آوردند ؛ جز این دو نفر كسی را نداشت علیرغم آن كه حضرت را بسیار اذیت كردند و كارشكنی ها و مخالفت ها نمودند . اما پیامبر مأیوس نشد ، ایستادگی كرد و با قدرت روحی و اراده ی قوی رسالت را از « هیچ » به جایی رسانید كه امروز نزدیك به یك میلیارد نفر پیرو دارد .

هدف دار بودن در تربیت اراده از اهمیت والایی برخوردار است بدان حد كه بعضی از روانشناسان معتقدند ، یكی از راه های تقویت اراده عرضه داشتن و الهام هدف جدیدی است كه بتواند انقلاب بزرگی در روح شخص ایجاد كند تا نه تنها هیجان های عادی بلكه هیجان های ناروایی را كه به مسائل بیهوده مشغول شده بود ، برانگیخته شود و به سوی هدف جدید رهسپار شود و این نكته ای كه معمولا- در تغییر حالات مذهبی انجام می گیرد .

گفته شد آدمی در صورتی بااراده می شود كه آن چه در ذهن دارد به مرحله تحقق برساند . از این رو ایمان و اعتقادی كارساز است كه به مرحله عمل درآمده و تجسم عینی یافته باشد . به همین دلیل است كه تقوا در اسلام عامل اساسی پرورش اراده است . اساسا- لفظ تقوا به معنی كنترل است و نه پرهیز . آدم باتقوا یعنی آدم باكنترل . آدمی كه دارای ترمز است و در زندگی حد و مرزی را همواره رعایت می كند . انسان باتقوا در كشاكش نبرد میان خواسته های نسانی و حكم عقل ، دستور عقل را بر می گزیند .

به عنوان نمونه ، روزه گرفتن شاریطی دارد از جمله آدم روزه دار ، نباید تا ساعت معینی بخورد یا بیاشامد . در این مرحله است كه درگیری های درونی آغاز می شود . اگر مخالفت با خواهش ها به طور مستمر ادامه یابد ، اراده به تدریج قوت گرفته و شكوفا می گردد .

از عوامل دیگر تقویت اراده ، مبارزه با عادتهاست . علی (ع) می فرماید : با غلبه كردن بر عادت ها می توان به مقالات والا دست یافت . » البته نباید فراموش كرد كه نباید به همه عادت ها به یك چشم نگریست و عادت هایی كه ایجاد ركود نمی كنند ، جنبه منفی نخواهند داشت . چنانچه بسیاری از صفات و فضایل آدمی از طریق عادت ایجاد می شود . مثلا هركس به طور طبیعی اندكی شجاعت دارد ، اما برای پیدا كردن یك حالت فوق العاده قوت قلب ، باید آنقدر با خطرات مواجه شود و تمرین كند تا در موقع لزوم دچار ترس نگردد . ولی عادات هایی كه به جای تقویت عقل و اراده باعث اسارت آنها می شوند ، از محدوده مالكیت انسان بر خودش می كاهند ، راهی جز مبارزه نمی توان یافت . از جمله این عادت ها می توان ، اعتیاد به مواد مخدر استفاده از نوع خاصی از غذا و نام برد كه همه و همه جز اسارت ، ثمره ی دیگری ندارند . مبارزه كردن با همین عادت های به ظاهر جزیی ، تأثیر بسزایی در تقویت اراده دارد . یكی از راه های مبارزه ترك دائمی می باشد . هركس با كمی تأمل مقدار زیادی از این عادت های زیانبار را در خود خواهد یافت و برای از میان بردنش تنها احتیاج به عزم راسخ و اراده قوی است . راه دیگر مبارزه با عادت ها ، واگذار نكردن كارهای خود به دیگران است . تا حد ممكن كارهایی را كه به ما مربوط می شود ، خود انجام دهیم . به عنوان نمونه وقتی سر سفره نشسته اید و نیاز به آب دارید ، به جای آن كه به برادر ، خواهر یا مادر بگویید آب برایم بیاور ، خودتان بلند شوید . اگر نیاز به پول دارید سعی كنید از طریق انجام كارهایی كه در حد توانتان است آن مقدار پول را تهیه كنید كه مزاحم و سربار دیگران نباشید .

یكی از شاگردان امام درباره خصوصیت ایشان خاطره جالبی را نقل كرده اند : امام مقید است تا آنجا كه امكان دارد كار خود را بر دیگری تحمیل نكند ، كار خود را خودش انجام دهد . در نجف گاهی اتفاق می افتاد كه امام روی پشت بام متوجه می شد كه چراغ آشپزخانه یا دستشویی روشن مانده ، به خانم و دیگران را در پشت بام بودند دستور نمی داد كه بروند چراغ را خاموش كنند خود راه می افتاد و سه طبقه را در تاریكی پایین می آمد ، چراغ را خاموش می كرد و بازمی گشت . گاهی قلم و یا كاغذ می خواست كه در اتاق طبقه دوم منزل بود به هیچ كسی حتی فرزندانش دستور نمی داد كه برای او كاغذ و قلم بیاورند . خودش برمی خاست از پله ها بالا می رفت و یك ورق كاغذ و یك قلم برمی داشت و بازمی گشت .

تلقین به نفس از جمله عوامل مهم دیگر در تقویت اراده است .

امام در این زمینه می فرمایند :

این خطر بزرگی برای انسان است كه خودش را قبول نداشته باشد . بلكه به عكس ما باید باورمان بشود كه چیزی هستیم ، اگر اعتقاد پیدا كردیم كه می توانیم هر كاری را انجام دهیم ، توانا می شویم . به تعبیر دیگر وقتی این احساس پیدا شد ، در یك ملتی كه من خودم باید هر چیز می خواهم تهیه كنم ، دیگران به من نمی دهند .

این احساس اگر پیدا شد مغزها راه می افتد ، خود باور توانایی ، و انسان را توانا می كند . یكی از دانشمندان می گوید :

« تا وقتی فكر می كنید كه نمی توانید و دارای ظرفیت نیستید ، احتمال موفقیت كم است ، اگر درخشان ترین شایستگی ها را داشته باشید خاموشش می كنید . برعكس یك فردی كه از حیث هوش و قابلیت متوسط است ولی به خودش اطمینان كامل دارد ، موفق خواهد شد . او موفق می شود زیرا در ضمن تجسس و كوشش برای عملی ساختن اندیشه های خود پس از مدتی كاوش ، سرچشمه های صفاتی را كه به آن نیازمند است پیدا می كند و چون به پیشرفت خود اطمینان دارد ، عدم موفقیت دیگران در اركان اراده او تزلزلی ایجاد نمی كند ، به همین دلیل با استفاده از تجربیات خود ، شروع به كار می كند . یقین داشته باشید كه این شخص خیلی زودتر و بهتر از آنچه تصور می كردید كامیاب می شود .

برای این كه جرأت پیدا كرده ، شك و تردید را از خود دور سازید ؛ صحبت های دیگران را با گوش و هوش بشنوید و به بسط و استقرار جرأت خود ادامه دهید . به كسانی كه دارای این صفت گرانبها هستند بنگرید و تجزیه و تحلیل كنید . حتی در جستجوی آن ابتكاری جسورانه از خود نشان دهید و كاری را در پیش گیرید كه اجرای تصمیماتی را ایجاد كند و هنگامی كه به امتحان می پردازید این تلقین را به یاد بیاورید : « من می توانم و می خواهم »

عامل مهم دیگر در تقویت اراده پی گیری در كارهاست . اگر با خود قرار می گذارید ، كاری را كه تمام مسایل پیرامون آن را سنجیده و به اثرات مثبتش در زندگی واقف شده اید ، انجام دهید به طور مستمر در راه تحققش تلاش كنید . مثلا اگر با خود عهد كرده اید ، صبح ها نیم ساعت ورزش كنید ، حتما این كار را انجام دهید . توجه داشته باشید كه رسیدن به هدف ها ، محتاج زمان است ، بنابراین یك ساعت و یا چند روز برای دست یابی به آنها كافی نخواهد بود . در این راه تلاش و فعالیت مستمر ، مهم است .





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


Locations of visitors to this page

آمار سایت

Seo Monitor

جاوا اسكریپت



کد تغییر خودکار رنگ پسزمینه

کدهای جاوا اسکریپت