تبلیغات
مشاوره - راهكارهایی برای افزایش مهارت های اجتماعی در كودكان II
 

راهكارهایی برای افزایش مهارت های اجتماعی در كودكان II

نوشته شده توسط :افراشته
سه شنبه 5 آذر 1392-09:19 ب.ظ




تربیت مهارت های اجتماعی:
یكی از دلایل اصلی كه سبب می شود كودكان خاصی محبوبیت نداشته باشند این است كه این كودكان مهارت های اجتماعی مناسبی كه می تواند آن ها را دوست داشتنی جلوه دهد، ندارند. آن ها در یك وضعیت دو سویه گرفتارند. از طرفی، دانش آموزان بی دقت فرصتی برای تمرین مهارت اجتماعی نمی یابند و از طرف دیگر آن هایی كه در مهارت های اجتماعی ضعیف هستند  قادر به برقراری دوستی نیستند(لوییس و دورلاگ 1991).

انزوای اجتماعی در دوران كودكی ممكن است عواقب دراز مدت و جدی بر بهداشت روانی فرد در بزرگسالی  به جای بگذارد. بنابراین، كمك به افراد طرد شده و منزوی برای غلبه بر این مشكلات، ضروری است. خوشبختانه، شواهد فراوانی وجود دارد كه نشان می دهد می توان رفتارهای اجتماعی را، كه به روابط فردی مثبت با دیگران كمك می كنند، آموزش داد. این آموزش می تواند تاثیرات پابرجایی داشته باشد(هیكسون 1990، لویت 1991).

«مهارت های اجتماعی پایه» چه هستند؟
مهارت های اجتماعی پایه
•    ارتباط چشمی: توانایی ایجاد ارتباط چشمی با دیگران هنگام گوش دادن به سخن آن ها و یا هنگامی كه با آن ها حرف می زنید دست كم برای یك دوره ی زمانی كوتاه.
•    بیانات چهره ای: خندیدن، ابراز علاقه.
•    فاصله ی اجتماعی: دانستن اینكه در چه فاصله ای نسبت به فرد مقابل قرار بگیریم و چه موقع برقراری تماس بدنی است مناسب است.
•    چگونگی صدا: حجم صدا، زیری و بمی صدا، میزان گفتار، وضوح، محتوی.
•    احوال پرسی با دیگران: آغاز ارتباط یا پاسخ گویی به احوال پرسی، دعوت كردن یك كودك دیگر برای پیوستن به شما در بعضی فعالیت ها.
•    گفت و گو كردن: مهارت های محاوره ای مناسب سن، بیان احساسات، سوال كردن، گوش كردن، ابراز علاقه، پاسخ دادن به پرسش دیگران.
•    بازی و كار كردن با دیگران: رعایت كردن مقررات، مشاركت، قول دادن، كمك كردن، نوبت گرفتن، تعارف با دیگران، قدردانی، ابراز تأسف.
•    جلب توجه و یا درخواست كمك: استفاده از راه های مناسب.
•    حل كردن تعارضات درونی: مهار پرخاشگری، فرو نشاندن خشم خود و تحمل خشم دیگران، پذیرش انتقاد، روحیه ی ورزشكاری.
•    آراستگی و بهداشت
(آموزش و پرورش كودكان با نیازهای ویژه)


چگونه مهارت‌های اجتماعی را به کودکان آموزش دهیم؟

کودکان برای آنکه بتوانند خودشان را با اجتماعی که در آن زندگی می‌کنند، سازگارتر کنند، باید مهارت‌های اجتماعی گوناگون را بیاموزند‌.
مهم‌ترین مهارت‌های اجتماعی لازم برای کودکان، عبارتند از:

1- سلام کردن: کودکان از طریق تعامل با همسالان شان با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. نخستین گام در برقراری ارتباط، سلام کردن به دیگری است. ما نه تنها با استفاده از واژگانی مثل «سلام» و «حالت چطوره»، بلکه با تغییر حالت چهره، تن صدا، ژست و فرم نشستن و ایستادن نیز با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کنیم. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، ممکن است به افراد آشنای خود هم سلام نکنند. آنها ممکن است درست کنار دوست شان راه بروند، ولی حتی یک نگاه هم به او نکنند یا اگر حرفی بزنند، احتمالاً تماس چشمی با او برقرار نمی‌کنند و سرشان را به زیر می‌اندازند. در مواردی، اگر سلام هم بگویند، ممکن است تن صدای شان چندان دوستانه و صمیمی نباشد. بخش غیرکلامی سلام کردن هم به اندازه بخش کلامی آن اهمیت دارد.
هنگام سلام کردن مهم نیست که کودک از چه عبارت و جمله‌ای استفاده می‌کند یا با چه لحن و حالتی جمله‌اش را بیان می‌کند، مهم آن است که طوری به دوستش سلام کند که او از دیدنش احساس شادی و خوشحالی کند.

2- پیش قدم شدن در گفت‌وگو‌: بعد از سلام و احوال پرسی‌، معمولا گفت‌وگو شروع می‌شود‌. برای ورود به بحث‌، کودک باید بتواند مکالمه‌ای را آغاز کند‌، ادامه دهد و به پایان برساند. این مهارت مستلزم خوب گوش دادن و توجه کردن است. برای مثال‌، او باید اصل «رعایت نوبت» را بداند‌.migna.ir
گاهی کودکان موضوعی برای صحبت کردن با یکدیگر ندارند، در اینگونه موارد می‌توانند پرسشی را مطرح کنند؛ مثل کارتون خرس‌ها را دیده‌ای؟ یا می‌دانی در مدرسه چه اتفاقی افتاده است؟موضوع بحث باید برای هر دو طرف جالب و جذاب باشد تا هر دو را به نوعی درگیر صحبت کند. مکالمه یکطرفه موجب خستگی و کسالت دو طرف می‌شود و ممکن است موجب قطع همین ارتباط ساده هم شود. حتی ممکن است تأثیری منفی در ذهن آن دو بگذارد و در آینده هم تمایلی برای صحبت کردن با هم نداشته باشند. پس گوش کردن مثل صحبت کردن مهم است. اگر کودک علاقه‌ای به آنچه دوستش می‌گوید، از خود نشان ندهد، ممکن است از صحبت کردن با او منصرف شود. کودکان کم توجه و پرتحرک، اغلب زمان صحبت کردن و گوش کردن را درست تشخیص نمی‌دهند.

3- درک احساس شنونده: زمانی که یک گفت‌وگو آغاز می‌شود، برای حفظ و ادامه آن لازم است که گوینده به حالت‌های عاطفی شنونده‌اش توجه داشته باشد. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، اغلب در درک احساس شنونده نیز ناتوان هستند، درحالی‌که کودک اجتماعی، سریع و راحت می‌تواند حالت‌های احساسی شنونده‌اش را بشناسد و طبقه‌بندی کند، آنگاه سخنانش را ارزیابی کند و براساس پاسخ‌هایی که از شنونده دریافت می‌دارد، کلماتش را انتخاب کرده و گفت‌وگو را ادامه دهد.

4- همدلی کردن: همدلی کردن شبیه درک گفته‌های دیگران است، با این تفاوت که شنونده باید سعی کند احساسات سایر افراد را نیز درک ‌کند. همدلی کردن این امکان را به فرد می‌دهد که بتواند ارتباطی واقعی با دوستانش برقرار کند. برای مثال، اگر دانش‌آموزی در درس ریاضی نمره20 گرفته ولی دوستش 11 شده است، بتواند شادی خود را کنترل کرده و با دوستش به ابراز همدردی بپردازد. او می‌تواند با گفتن جمله‌ای نظیر « اشکال ندارد، سعی کن در امتحان بعدی بیشتر درس بخوانی تا نمره بهتری بگیری»، او را دلداری دهد.

5- یافتن نقاط مشترک: برای حفظ یک مکالمه دوستانه، توجه به نقاط مشترک هر دو طرف اهمیتی خاص دارد. این سرنخ‌ها به کودک یا نوجوان کمک می‌کند تا تمایل بیشتری برای ادامه دوستی و دیدارهای بعدی با هم داشته باشند. بخش مهم شناخت این سرنخ‌ها، توجه به لحن و زیر و بم صدای افراد است. برای مثال هر دو از یک ویژگی آموزگارشان خوش‌شان بیاید یا به ورزش فوتبال علاقه‌مند باشند.

6- پیش‌بینی کردن: برای حفظ گفت‌وگو، کودک باید از قبل بتواند تأثیر گفته‌های خود را بر شنونده پیش‌بینی کند و افکار شنونده را درنظر داشته باشد. برای مثال، اگر احساس می‌کند که جمله‌اش می‌تواند موجب ناراحتی، آزردگی، خشم یا اندوه شنونده شود، ممکن است شیوه بیان کلمات یا جملات خود را تغییر دهد. کودکان غیراجتماعی معمولا توجهی به این نکته ندارند و قادر نیستند کلام خود را تغییر دهند.
در مورد آنچه قصد دارند بگویند، کمی فکر می‌کنند و آنگاه به زبان می‌آورند. برای مثال، وقتی کودکان و نوجوانان در حال صحبت درباره تیم ورزشی مورد علاقه‌شان هستند و از این گفت‌وگوی خود لذت می‌برند، بدیهی است اگر یک نفر به آنها بگوید «هفته دیگر امتحان ریاضی داریم، آیا شما تمرین کرده‌اید؟» خوش‌شان نخواهد آمد و او را طرد خواهند کرد. زمانی که فرد کلام دیگران را قطع می‌کند (وسط حرف دیگران می‌پرد) و بدون درنظر گرفتن شرایط فعلی جمع، سخنی می‌گوید، مورد بی‌مهری سایرین قرار خواهد گرفت.

7- شیوه حل مسئله: بخش دیگری از مهارت اجتماعی افراد مربوط به تشخیص درست اختلاف‌ها و مسائل بین افراد است. گاهی ممکن است فردی با گفته‌های شما موافق نباشد و از شنیدن سخنان شما خشمگین شود و شروع به پرخاشگری و تندی با شما کند، در اینگونه موارد چگونگی پاسخ‌دهی شما به حالات عاطفی شنونده، تأثیر زیادی بر روند گفت‌وگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفت‌وگو را ندارند، معمولا دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی می‌شوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدت‌ها صرف‌نظر کنند.

اینگونه موارد (چگونگی پاسخ‌دهی شما به حالات عاطفی شنونده) تأثیر زیادی بر روند گفت‌وگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفت‌وگو را ندارند، معمولاً دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی می‌شوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدت‌ها صرف‌نظر کنند. اینگونه کودکان می‌خواهند همیشه برنده باشند و اصلا برایشان مهم نیست که چه بهایی برای این برنده شدن باید بپردازند (از دست دادن دوست). این گروه مدام در اجتماع لطمه می‌خورند و برای خودشان دشمن می‌تراشند.

اختلاف داشتن با دیگران اجتناب‌ناپذیر است و اغلب برای شفاف‌سازی‌ موضوع باید به گفت‌وگو بپردازند. برای یک مکالمه و گفت‌وگوی دو طرفه و حفظ روابط دوستی نیاز به برنده شدن یکطرفه نیست، بلکه باید هر دوطرف از مکالمه برنده بیرون بیایند.
8- عذرخواهی کردن: هر فردی ممکن است گاهی دچار سوءتفاهم و اشتباه در روابط اجتماعی خود با دیگران شود. فردی که از مهارت‌های اجتماعی بالایی برخورد است، با اعتماد به نفس کافی پا پیش می‌گذارد و بابت اشتباهش عذرخواهی می‌کند. با این شیوه پسندیده، او سریع و آسان می‌تواند رفتارش را تصحیح کند. کودکانی که در مهارت‌های اجتماعی ضعیف هستند، هنگام بیان عذرخواهی دچار دردسر می‌شوند و دست و پای خود را گم می‌کنند. آنها می‌ترسند که دیگران آنها را احمق بدانند درحالی‌که مردم معمولا برای کسی که بابت اشتباه خود عذرخواهی می‌کند، احترام و ارزش بیشتری قائل هستند.


آماده سازی مهارت های اجتماعی: 6 مرحله
1. تعریف: مهارتی را كه می آموزید توصیف كنید. در این زمینه كه چرا این مهارت ویژه مهم است و چگونه كاربرد آن به ایجاد رابطه كمك می كند بحث كنید. مهارت را می توان با استفاده از یك فیلم كوتاه، یك یا كارتون، یك نمایش عروسكی و یا تذكر دادن به كودك و راهنمایی او به فعالیت هایی كه در گروه همسالان در جریان است، شرح داد. معلم می تواند بگوید:«نگاه كن چطور آن دو دختر در ساختن پازل به هم كمك می كنند. به من بگو آن ها به یكدیگر چه می گویند.»
2. مهارت را الگو كنید: مهارت را به چند جزء شاده تقسیم كنید و خودتان آن را به روشنی شرح دهید یا یك دانش آموز را انتخاب كنید تا این كار را انجام دهد.
3. تقلید و تمرین: كودك یك مهارت را در محیطی كه در آن جا آموزش دیده است امتحان می كند. برای این كه این امر موفقیت آمیز باشد باید او را تحریك كرد تا آن مهارت را اجرا نماید و با دقت توجه كند و آن چه را كه معلم شرح می دهد به خاطر بسپارد.
4. بازخورد: این مرحله باید اطلاع دهنده باشد:«شما هنوز آن را كاملاً یاد نگرفته اید. باید هنگام صحبت به او نگاه كنید. دوباره سعی كن»، «این بهتر است. شما نگاه كردید و لبخند زدید. خوب است». باز خورد از راه یك ضبط ویدیویی می تواند در بعضی مواقع سودمند باشد.
5. فرصتی فراهم كنید تا كودك مهارت به كار بندد: معلم می تواند با توجه به مهارتی كه آموزش می دهد كارهای گروهی كوچك یا فعالیت هایكاری دو به دو ترتیب دهد تا مهارت ها در كلاس و یا دیگر مكان های طبیعی اجازه كاربرد پیدا كنند و تعمیم یابند.
6. تقویت متناوب: نمونه هایی را كه در آن كودك مهارت ها را بدون اجبار، در مواقع دیگر روز یا درهفته های بعد به كار می گیرد زیر نظر بگیرید. به او پاداش و تقویتی توصیف كننده بدهید. به پایداری پس از اكتساب توجه كنید. احتمال زیادی وجود دارد كه این رفتارها به محض تثبیت شدن، كه به وسیله یپیامدهایشان مثلاً یك تعامل رضایت بخش تر با همسالان پایدار شوند.
(آموزش و پرورش كودكان با نیازهی ویژه)


روش ها ی كمك به رشد مهارت های اجتماعی كودكان:
به هنگام تلاش برای بهبود مهارت های اجتماعی نا محبوب نباید تنها بر رفتارهایی مانند شروع دعوا، كه ظاهراً آن ها را در میان سایر كودكان نامحبوب می كند، متمركز شد، بلكه به طور كلی باید بر رشد مهارت های اجتماعی تأكید شود، زیرا علاوه بر این رفتارهای آشكار، ممكن است آن ها فاقد سایر مهارت های اجتماعی باشند و طریقه ی واكنش نشان دادن در موقعیت های اجتماعی را ندانند.

مشكل اول، شناختن كمبودهای مهارت های كودك است؛ مهارت هایی كه كم تر به چشم می خورند.
برای این كار باید كودك را هنگام تعامل با همسالان و بزرگسالان به دقت مشاهده كرد، به طوری كه بتوان تشخیص داد كودك در حال حاضر واجد و فاقد كدام مهارت هاست. مشاهده گر باید موقعیت مورد مشاهده را در نظر بگیرد(آیا كودك برای تداوم گفتگو، پیوستن به یك گروه یا انجام یك بازی تلاش می كند) و از اتفاقاتی كه رخ می دهد، یادداشت برداری كند تا در صورت لزوم قادر به اقدام اصلاحی باشد. پس می توان این مشاهدات را در یكی از شش مقوله ی ذكر شده در فهرست پذیرش طرد طبقه بندی كرد (لذت بخش بودن، شوخ طبعی، كاردانی/مهارت، مشاركت جویی/زودجوشی، یاری رسانی) به این صورت، هم می توان نقاط قوت وضعف كودك را فهرست كرد و هم برای نقط ضعف تدبیری اندیشید (ویلیام و آشر،  1993). بررسی رفتارهای كودكان در جریان بازی های سازمان یافته روشی مناسب برای پی بردن به مهارت های اجتماعی آن هاست (داج و همكاران، 1986).

آموزش مهارت های اجتماعی، روشی برای بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان است. آموزش مهارت های اجتماعی بر پایه ی ان اصل قرار دارد كه مشكلات كودكان در مهارت های اجتماعی غالباً به این دلیل ایجاد می شود كه كودكان نمی دانند در موقعیت های اجتماعی چه كار كنند و می توان كودكان را برای غلبه بر این مشكلات آموزش دادو به همین دلیل این روش مستلزم آموزش مستقیم مهارت های اجتماعی ضروری است.

ویلیام و آشر (1993) یك جلسه آموزش سه قسمتی پیشنهاد می كنند. قسمت اول به صحبت مربی (یك بزرگسال پاسخگو، مثلا معلم كودك) درباره ی نحوه ی تعامل بهتر با همسالان اختصاص دارد. هنگام انجام این كار معلم باید بر آنچه كودك «باید» انجام دهد، متمركز شود نه بر آنچه كه «نباید» انجام دهد.
قسمت دوم شامل تكرار و تمرین فعالیت با كودكان دیگر است. در نهایت نیز مربی و كودك می توانند كاربرد مفاهیم اجتماعی را در خلال آن فعالیت مورد بحث قرار دهند. آموزش مهارت های اجتماعی نباید تنها به توصیف مهارت و توجیه اهمیت آن بپردازد، بلكه باید نحوه ی انجام، زمان و دلیل انجام آن را تشریح كند و نمایش دهد. تكرار و تمرین مهارت ضروری است (بروفی،  1996). گاهی مفید است كه یك مهارت قبل از اینكه در زندگی واقعی به كار برده شود، به صورت بازی نقش، تكرار و تمرین شود. الگوسازی رفتار مطلوب توسط معلم یا سایر متخصصان در مدرسه می تواند به درك كودك از رفتار جامعه پسند، كمك كند.

به عقیده ویلیام و آشر (1993) در روش آموزش مهارت های اجتماعی چهار مفهوم باید آموزش داده شوند: همكاری (برای مثال نوبت گرفتن، تقسیم مواد و ارائه پیشنهاد در جریان بازی ها)، مشاركت (برای مثال شركت كردن، شروع كردن، توجه كردن در جریان بازی)، ارتباط (برای مثال صحبت كردن با دیگران، پرسیدن، صحبت كردن درباره ی خود، مهارت های گوش دادن، برقراری تماس چشمی و به كار بردن اسم كودكان دیگر) و اعتباریابی (برای مثال، توجه كردن به دیگران، گفتن چیزهای خوب به دیگران، لبخند زدن، ارائه كمك و پیشنهاد)
ممكن است هر یك از كودكان به آموزش اضافی در حوزه های خاص نیز نیاز داشته باشند. مثلا ممكن است برخی از كودكان به دلیل نداشتن مهارت های اساسی مورد نیاز در بازی ها یل ورزش ها، از بازی ها یا فعالیت های گروهی كنار گذاشته شوند. آموزش این مهارت ها می تواند به چنین كودكانی در هماهنگ شدن با گروه های همسال كمك كند.

به غیر از مهارت های ویژه ی اجتماعی، كارهای دیگری نیز وجود دارند كه معلم ها می توانند برای كمك به كودكان نا محبوب كلاس انجام دهند. اولین كار این است كه معلم سعی كند كارهای ذوقیریا، علایق یا استعدادهای كودك نامحبوب را پیدا كند و با تشویق وی به آوردن اشیا مربوط به كار ذوقی به كلاس یا دادن اجازه ی معرفی و صحبت كردن درباره ی كار ذوقی اش، آشكارا او را تبلیغ نماید. این اقدام موجب تثبیت موقعیت كودك به عنوان خبره ی یك كار می شود و اعتبار وی را در گروه تقویت خواهد كرد.

همچنین دادن یك نقش مسئولیتی در كلاس به كودك به افزایش مقبولیت او در میان همسالان كمك می كند، اما به خصوص در میان نوجوانان باید از عنایت ویژه به فرد (عزیز دردانه معلم شدن) اجتناب شود (لاوُیی،  1997).

در مورد كودكان پیش دبستانی، پذیرش آشكارا كودك توسط معلم ممكن است مفید باشد، زیرا احتمالاً این رفتار توسط دانش آموزان تقلید خواهد شد (لاوُیی، 1997).
كار مشاركتی در گروه اگر چه مستلزم مهارت های اجتماعی مزلوب در دانش آموزان است، می تواند به رشد این مهارت ها نیز كمك كند. وا داشتن كودكِ طرد شده به كار كردن با همشال دارای موقعیت خوبدر كارهای دونفری می تواند مقبولیت وی را افزایش دهد، اما معلم ابتدا باید اطمینان یابد كه این كودك توسط همكلاسی ِ دارای موقعیت بهتر پذیرفته می شود.
همگروه كردن دانش آموزان دارای مهارت اجتماعی پایین با دانش آموزان دارای مهارت اجتماعی بالا، هم در كار مشاركتی گروهی و هم در بازی ها می تواند به آن ها كمك كند كه از طریق مشاهده ی همسالان توانمندتر از لحاظ اجتماعی، مهارت های اجتماعی رل فرا گیرند (كمپل،  1992، لاویی، 1997).migna.ir
برخی از كودكان طرد شده پرخاشگرانه رفتار می كنند، زیرا از مهارت های دیگری برای حل تعارض برخوردار نیستند. این كودكان باید روش های متفاوتی برای مواجهه با تعارض یاد بگیرند (مثل نوبت گرفتن یا مشاركت) كه می توان هم از طریق فعالیت هایی مثل بازی نقش و مباحثه كه در آن ها راه های دیگر ارائه می شود، این كار را انجام داد. وقتی این مهارت ها آموخته شدند، ممكن است هنوز لازم باشد كه معلم در آغاز، هنگام بروز اختلاف در كلاس بلافاصله كودك را راهنمایی كند (كمپل، 1992).

برای اینكه كودك طرد شده همیشه آخرین نفرِ برگزیده برای بازی نباشد، معلم می تواند از روش انتخاب تصادفی برای گروه بندی كودكان استفاده كند.
برخی از پژوهش ها نشان می دهند كه كودكان نامحبوب و طرد شده به خوبی ِ همسالان محبوب قادر به تفسیر هیجان ها و عواطف دیگران نیستند و بنابراین نسبت به عواطف دیگران واكنش نا مناسب نشان می دهند. می توان با دادن نشانه هایی درباره ی هیجان ها و عواطف دیگران به این كودكان (مثلا ً، به سیمین نگاه كن، تصور میكنی كه او به چه چیزی فكر می كند؟ به نظر تو آیا به خاطر كاری كه تو انجام داده ای خوشحال است؟) آن ها را یاری كرد.
(آموزش مؤثر)

برخی از مهارت‌های اجتماعی لازم برای زندگی در قرن بیست:
* مهارت تفکر انتقادی: منظور از تفکر انتقادی، انتقاد کردن از گوینده یا نویسنده یا خبر و نتیجه نیست، بلکه منظور نقد درست مطلب از طریق تحلیل قضایا و یافتن رابطه‌های علت و معلولی و کشف نکته‌های مثبت و منفی مرتبط با موضوع است. وقتی فرد از مهارت تفکر انتقادی برخوردار باشد، می‌تواند با سبک و سنگین کردن نقاط قوت و ضعف هر موضوع و در نظر گرفتن همه‌ی جوانب ممکن، بهترین قضاوت و داوری را نسبت به آن ارائه کند.

* مهارت تصمیم‌گیری: این مهارت به مهارت تفکر انتقادی وابسته است که خود به مهارت فردی در تحلیل قضایا وابسته است. تحلیل‌های درست، فرد را به شناخت درست نقاط قوت و ضعف رهنمون می‌شود و این شناخت درست در جای خود به تصمیم‌گیری صحیح فرد کمک می‌کند. فرد ماهر در این مرحله کسی است که بتواند با توجه به تحلیل درست موضوعات، رخدادها و پدیده‌ها و قضایا و در نظر گرفتن تمام جوانب مثبت و منفی مرتبط با موضوع، به تصمیمی منطقی و درست و عقلانی برسد.
* مهارت حل مسأله: مسأله‌ها را از راه‌های گوناگون می‌توان حل کرد. بسیاری از مسأله‌ها را افراد گوناگون یکسان حل می‌کنند. یعنی از راهی آشنا، یاد گرفته شده و سهل‌الوصول استفاده می‌کنند. اما ضرورت آموزش و یادگیری قرن بیست و یکم، این است که افراد برای جست‌و‌جوی راه‌های بِکر و خلاق و منحصر به فرد تربیت شوند. یافتن راه‌حل‌های خلاق برای حل مسائل اجتماعی، موجبات پیشرفت‌های اجتماعی را فراهم می‌کند. جست‌و‌جوی راه‌های بکر و خلاق برای حل مسائل، نشاط و شادی و ارضای فرد را نیز موجب می‌شود و خود انگیزی برای یادگیری‌های بعدی را به وجود می‌آورد.

* مهارت برقراری ارتباط: زندگی اجتماعی بدون برقراری ارتباط ممکن نیست. اگر ارتباطات اجتماعی درست نباشد، انواع و اقسام مشکلات چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی امکان بروز می‌یابند. لازمه‌ی تعامل درست و سازنده با دیگر افراد اجتماع، شناخت درست در چند بعد است: 1. شناخت خود؛ 2. شناخت دیگران؛ 3. شناخت پدیده‌ها و واقعیت‌های اجتماعی. شناخت در هر یک از این سه زمینه، نیازمند یادگیری و آموزش درست و ممارست در تمرین آموخته‌هاست. شناخت واقع‌بینانه از مسئولیت‌ها، وظایف و حقوق خود، شناخت حقوق و مسئولیت‌های دیگران، شناخت شرایط، امکانات و پیش زمینه‌ها و پس زمینه‌های بروز اتفاقات و پدیده‌ها، لازمه‌ی اساسی و پایه‌ای برقراری ارتباط درست و مناسب است.
دیگر لازمه‌های برقراری ارتباط درست عبارت اند از:
الف) همراهی و همدلی؛ توجه به دیگران، نظر، افکار و ایده‌های آن‌ها، گوش سپردن به گفته‌های آنان و نزدیک شدن با آن‌ها از نظر فکر و روش کار، با جمع بودن، کنار جمع بودن و با جمع کار کردن، همه صورت‌هایی از همدلی و همراهی است. همکاری و اشتراک مساعی در انجام کارها از مهارت‌های بایسته‌ی امروزی است. لازمه‌ی همکاری و اشتراک مساعی پیش‌بینی هیجانات ناشی از کار جمعی، تنش‌های احتمالی و کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات است. همدلی حاصل نمی‌شود، مگر با شناخت آسیب‌ها و آفت‌های برقراری آن و پیش‌بینی راه‌های مسالمت‌آمیز و سازنده.

ب) شناخت آفت‌های ارتباط. هر نوع ارتباطی سه جزء دارد: برقرار کننده‌ی ارتباط، فرستنده پیام و گیرنده. هر نوع ارتباط، با ابزاری معین قابل برقراری است. ممکن است گفت‌و‌گو ابزار برقراری ارتباط باشد و یا هر رسانه‌ای که محمل ارتباط قرار گیرد. آن چه مهم است، سلامتی برقراری ارتباط است. سلامتی ارتباط همیشه به وسیله‌ی آفت‌هایی چند تهدید می‌شود؛ آفت‌هایی مثل: خشونت، خشم، حسد، رقابت ناسالم، زیاده‌خواهی، خودخواهی و خودپسندی، یکجانبه‌نگری، قدرت‌طلبی، یکه‌تازی، نادیده گرفتن افکار، ایده‌ها و نظرهای مخاطب و نادرست استفاده کردن از ابزارهای ارتباطی. سلامتی ارتباط هم به صبوری و بردباری، سعه‌ی صدر، گذشت، ایثار، رعایت حقوق دیگران، صمیمیت و مهربانی، مشارکت و تشریک مساعی نیاز دارد.

* مهارت رقابت مثبت و سازنده: احساس رقابت در همه‌ی موجودات زنده وجود دارد. رقابت غریزه ای برای اثبات وجود است و می‌تواند هم نتایج خوب و هم نتایج بد به بار آورد؛ البته تا جایی که به خودنمایی و خودبینی مبدل نشود، مثبت و خوب است. به طور کلی، رقابت عامل مهم در نظام‌های آموزشی است، زیرا هر نظام آموزشی مایل است بهترین‌ها را گزینش کند و امتیازاتی را برای آن‌ها قائل شود.migna.ir
همین تمایل و همین الزام به گزینش، رقابت را برای گرفتن امتیاز بیشتر شدیدتر می‌کند. گاهی هم وجود شرایطی مثل ظرفیت کم و تقاضای زیاد، رقابت را الزام آور می‌کند. نوع شدت یافته‌ی رقابت وقتی است که با زیاده‌خواهی، رعایت نکردن حقوق دیگران و پرخاشگری همراه شود. صاحب‌نظران تعلیم و تربیت درباره‌ی ترغیب یا تکذیب رقابت در مدارس توافق ندارند. بعضی معتقدند که رقابت ضد همکاری گروهی، تعاون، وحدت، یکدلی و یکرنگی و مشارکت و تشریک مساعی است.

اما گروه موافق معتقدند که رقابت بخشی از فرهنگ است و از آن جا که انتقال فرهنگ یکی از وظایف آموزش و پرورش است، بنابراین رقابت هم که جزئی از فرهنگ است، باید مورد توجه قرار بگیرد. رقابت دو صورت کلی دارد: 1. رقابت بیرونی؛ 2. رقابت درونی. در رقابت بیرونی، افراد با یکدیگر مقایسه می‌شوند و به دلایلی خاص موضوع گزینش حتی بین خوب‌ها و برترها مطرح است و الزاماً باید نخبه‌هایی انتخاب شوند. در رقابت درونی، فرد با خودش، با گذشته‌اش و با آن‌چه قبلاً بوده است، مقایسه می‌شود. یعنی توانمندی‌های فعلی او نسبت به توانمندی‌های گذشته‌اش ارزیابی می‌شود و در واقع فرد با خودش به رقابت می‌پردازد. در حالت اول یعنی رقابت بیرونی، کوشش‌های فرد بیشتر انفرادی است و سعی فرد در جهت پیشی گرفتن از توانمندی‌های دیگران است. امتیازات بر مبنای مقایسه‌ی توانمندی‌های افراد داده می‌شود.

اما در حالت دوم یعنی رقابت درونی، کوشش‌ها هم به صورت فردی و هم به صورت جمعی قابل مدیریت است. امتیازات بر مبنای توانمندی‌های فردی و در مقایسه با معیارهای از قبل تعیین شده داده می‌شود. این نوع رقابت به هیچ وجه با کار گروهی مغایر نیست و به روحیه‌ی تعاون و مشارکت‌پذیری صدمه‌ای نمی‌زند. واقعیت این است که در دنیای امروز، پرورش هر دو نوع مهارت، به تناسب شرایط و الزامات، لازم است. دانش‌آموز امروزی باید با ویژگی‌های هر دو نوع رقابت آشنا باشد، مزایا و معایب هر کدام را بداند و بتواند به موقع در شرایط موجود از مزایای رقابت استفاده کند و از معایب آن بپرهیزد. آن چه از نظر معلمان و دانش آموزان و اولیاء باید حائز اهمیت باشد، این است که «سازمان دادن رقابت» روش و راهبردهای خاصی را می‌طلبد تا از مزایای آن در جهت رشد و پیشرفت استفاده شود و از بروز معایب آن، با اتخاذ شیوه‌های مطلوب، جلوگیری شود. اتخاذ روش مناسب، علاوه بر رعایت مراحل آماده سازی و اجرا، باید روی مرحله‌ی ارزشیابی تکیه‌ی خاصی داشته باشد و روش ارائه‌ی بازخورد را به گونه‌ای طراحی کند که مزایای رقابت درونی را هدف بگیرد و معایب رقابت بیرونی را بنمایاند.



انــــواع رفتــــارهای ناسازگارانه :
روانشناسان معمولاً رفتارهای ناسازگار را در سه طبقه تقسیم بندی می كنند:
1. اختلال بیش فعالــــی و كمبود توجه
2. اختلال لجبازی و نافرمانـــی
3. اختلال سلــــوك
گرچه شباهت های زیادی بین آن ها وجود دارد، ولی ویژگی های متمایز كننده ای هم در آن ها به چشم می خورد. ممكن است علایم هر سه طبقه در یك كودك دیده می شود كه برای آشنایی بیشتر به رفتارهای هر كدام اشاره می نماییم.

كــــودكان بیش فعـــال و كمبـــود توجه :
- نمی توانند رفتارشان را كنترل و تنظیم كنند.
- نمی توانند رفتارهای هماهنگ و مناسب با اطرافیان، از خود نشان دهند.
- با علامت هایی مثل كم توجهی، حواس پرتی و كمبود تمركز همراه می باشند.
- رفتارهای تكانشی آن ها بیش از حد معمول است.
- در كارهایی كه به آنها علاقه و مهارت داشته باشند، هیچ تفاوتی با همسالان خود ندارند.
- خیلی سریع توسط محرك های خارجی دچار حواس پرتی می شوند واز كار خود وظیفه اصلی خود (غالباً تكالیف مدرسه) باز می مانند.
- اغلب وسایلشان را گم می كنند و فــــراموشكارند.
- مرتب حـــركت می كنند و آرام و قرار ندارند.
- میان صحبت دیگـــــران می پرند و تأمل ندارند.
- نوبت را رعایت نمــــی كنند.
- ســــریع از كوره در رفته و اشیا را به سوی دیگران پرتاب می كنند.
- رفتارهای جسورانه و خطـــرناكی از خود نشان می دهند.
- در توجه به جــــزئیات ناتوانند.
- در صحبت كــــردن مستقیم با آنان، به نظر مـــی رسد به گوینده توجــــهی ندارند و گوش نمـــی كنند.
- قادر به پی گیـــری دستورات نیستند و كارها را نیمه كارها رها می كنند.
- از كارهایی كه نیاز به تلاش ذهنی دارد اجتناب می كنند.

كــــودكان لجباز و نافـــــرمان :
- رفتارهای منفــی و نابهنجار از آنها زیاد دیده می شود.
- از قوانین روزمره ســـرپیچی می كنند.
- زود قهـــــر می كنند و قشقرق به راه می اندازند.
- با بزرگتــرها بیش از حد بحث و جدل می كنند.
- دیگران را در امور مقصر می دانند و از آزار و اذیت و ناسزاگویی به آنان دریغ ندارند.
- عصبانـــی و زود رنج اند.
- رفتارهای خشــــــونت آمیــــز دارند.
- كینه توز و انتقام گیـــرنده اند.

كــــودكان اختلال سلــــوك :
- معمولاً به حقوق دیگـــران تجاوز می كنند. كنند.
- معمولاً دست به ســـرقت می زنند.
- به اموال عمومـــی و دیگران تخریب می رسانند.
- فرار از خانه و مدرسه در آنها بیشتــــر دیده می شود.



علل و انگیــــزه های ناسازگاری فــــــرزندان :

1 .علل ارثـــــی :
گروهی معتقدند بسیاری از ناسازگاری های كودكان ریشه در سرشت و طینت آن ها دارد كه به همراه ژن از طریق والدین به آن ها منتقل می شود.

2.علل زیستــــــــــی :
مانند نقص عضو، اختلال در بینایی و شنوایی و اختلال در مغز و دستگاه های عصبی در قبل یا حین یا بعد از تولد می تواند از دیگر عوامل باشد.

3 .علل روانــــی :
مانند وجود فشارهای درونی، میل به استقلال، وجود تعارض و كشمكش در زندگی روزمره خصوصاً زمانی كه كودك خود را بی پناه و بدون پشتوانه احساس كندف عادات عصبی مانند ناخن جویدن و انگشت مكیدن و .. در او مشاهده می شود.

4 .علل عاطفــــــــــی :

- رفتارهایی مانند قلدری و تهدیدی دیگــــران دارند.
- در نزاع و كتك كاری از وسایل خطرناك مانند چاقو و ... استفاده می
مانند احساس محرومیت از محبت والدین، ناكامی از دستیابی به اهداف مورد علاقه، ولادت كودك جدید در خانواده، عدم امنیت عاطفی به هر دلیل ممكن.migna.ir

5 .علل اجتماعــــی :
مانند نابسامانی و اختلاف و درگیری بین اعضای خانوادهف متاركه ی والدین، بدآموزی از الگوهای خانه و مدرسه و جامعه، عدم مقبولیت در بین دیگران، یادگری رفتارهای نامطلوب از گروه همسالان، عدم نظارت كافی والدینف عدم وجود قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه، مشكلات اقتصادی و ....


6. علل تربیتـــــی‌:
مانند عدم یا افراط محبت، ناهماهنگی بین عاملان تربیتی در خانه و مدرسه و جامعه، برآورده كردن تمام خواسته های كودك بدون چون و چرا و یا بالعكس، تنبیه بدنی و آزارهای روانی، مقایسه و تحقیر و سرزنش كودك و ...



تعریف رفتارهای ناسازگارانه:
رفتارهایی هستند که با نظر پدر و مادر، مربیان، اطرافیان و جامعه سازگاری ندارد رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسیار بدی را دراطرافیان ایجاد می کند و با واکنش های ناخوشایندی از سوی دیگران مواجه می شوند.               

در روان شناسی به رفتاری «ناسازگار» گفته می شود که فرد در شرایطی قرار می گیرد که قادر نیست خود را با محیط اجتماعی یا خانوادگی به گونه ای مناسب هماهنگ یا سازگار نماید و معمولا" این ناسازگاری روی رفتار و حالات عاطفی اوتاثیر می گذارد. در مورد کودک ناسازگار می توان گفت که او کودکی است که هر میل خود را حق خود دانسته و برای ارضای آن میل، یا دستیابی به خواسته خود به گریه کردن، جیغ زدن، کتک زدن، و مانند آن توسل می جوید. نباید از نظر دور داشت که به قول مزلو سوای ناسازگاری بیمارگونه، گهگاه رفتار ناسازگار طغیانی است علیه استثمار، سلطه جویی، بی اعتنایی، سرزنش و سرکوب شدن امیال بر حق کودکان که بدینوسیله از خود مقاومت نشان میدهند.

رفتار ناسازگار عبارت است از هر فعالیتی که از لحاظ مهارت فردی برای دست و پنجه نرم کردن موثر با مشکلات و استرس های زندگی جنبه غیر عملی و ضد سازندگی داشته باشد.

برخی صفات شخصی نامطلوب به شكلی در تمام كودكان تظاهر می یابند. بروز برخی از این صفات به نظر بی خطر می آیند و ما معمولا بدون اینكه تلاش جدی برای اصلاح آنها بكنیم اجازه می دهیم استمرار یابند. هیچ صفتی از این نوع اگر به تنهایی یا حتی همراه با چند صفت معدود دیگر دیده شود، نباید به خودی خود موجب نگرانی شود. با این حال اگر مجموعه ای آنها در یك كودك با شدت بیش از متعارف دیده شود نیاز به نظر متخصص برای تشخیص اختلالات رفتاری در كودكان خواهد بود.
برخی از صفات كودكان ناسازگار به ترتیب كاهش فراوانی شامل موارد زیر است:
• فعالیت بی هدف بیش از حد
• ناتمام رها كردن كار و بازی
• تكان دادن بی هدف قسمتی یا اندامهای بدن
• ناآرامی هنگام غذا خوردن
• خرابكاری لوازم و اسباب بازی از فرط دستكاری
• زیاد حرف زدن
• نافرمانی
• دعوا كردن با سایر بچه ها
• دمدمی مزاج بودن
• آزار دیگران
• نپذیرفتن انضباط
• به دردسر انداختن خودش
• مشكلات گفتاری
• كج خلقی
• گوش ندادن به تمام داستان
• لجبازی
• نرفتن به رختخواب
• عصبی مزاج بودن
• بی احتیاطی
• نداشتن محبوبیت در بین همسالان
• ناشكیبایی
• دروغگویی

اگر بیش از چند ناسازگاری در یك كودك دیده شود شاید بتوان او را دارای شخصیت ناسازگار قلمداد كرد.و این علائم را به عنوان علائم خطر در مورد دردسرهای آینده محسوب كرد. به عنوان مثال بیشتر بچه ها وول می خورند و بدن خود را تكان می دهند این امر به خودی خود نبایستی باعث نگرانی شود مگر اینكه علائم دیگری مثل ناتوانی در تمركز حواس، ناشكیبایی، بی فكری و نسنجیده عمل كردن یا فعالیت افراطی بی هدف نیز در كودك دیده شود. وجود مجموعه این صفات باید موجب نگرانی شود زیر




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


Locations of visitors to this page

آمار سایت

Seo Monitor

جاوا اسكریپت



کد تغییر خودکار رنگ پسزمینه

کدهای جاوا اسکریپت